|
اسباب کشی ...
اصلا حوصله ی بازی های سیاسی رو ندارم ، مخصوصا تو این دنیای مجازی . اینجا دیگه دست مردم بازه و به این راحتی به بازیچه گرفته نمی شن ، به این راحتی فریب نمی خورن . بلاگفا این چند روز و هنوز هم تا حدی ادامه اداره ، مردمش رو خوب با شعور و اعصاب و وقتشون بازی کرد ، و این چیزی نبود که از بلاگفا انتظارش رو داشتم و داشتیم . بلاگفا به هیچ قیمتی نباید وارد این بازی ها میشد ، اما شد . تنها سرویس وبلاگی که بیشترین کاربر رو بین سرویس های فارسی دیگه داره و بیشترین مطالب و اخبار در دنیای وبلاگهای فارسی متعلق به بلاگفا هست نباید به این راحتی کاربرانش رو به سیاست ترجیح می داد و منافع خودش رو در اولویت اول می گذاشت . این روزها بلاگفا عملا سرویس دهی پایداری نداشت و در اخبار سایتش صحبت از حملات به سرورهاش کرده که هنوز منبعش مشخص نیست و احتمالا چند روزی زمان می بره (شاید بعد از آروم شدن این جو داغ بعد از انتخابات) ؟! خلایق آنچه لایق .
... تازه فهمیدم که مردم چیزی نمی خواستن جز شعارهای قشنگ و دروغ های فریبنده ، آمارهای رنگی ، وعده های سر خرمن ، زندگی ِ بخور و نمیر ، یک رئیس جمهور با اعتماد به نفس کاذب ، با گستاخی ِ بیش از حد ، با لبخندها و نگاه های زیرکانه ، و البته انرژیه هسته ای که برای ما نه تنها رفاه به ارمغان نداشت ، بل یک دنیا تحریم و مصوبات سنگین به دنبال داشت و این چیزی نیست که من بخوام بهش افتخار کنم . (23/03/1388) { این مطلب مفصل تر بود و برای دیروز نوشته بودم ، اما بخاطر خرابی بلاگفا به امروز رسید و 90درصد متنش رو هم حذف کردم .} اون روزها و این روزها
این روزها مخصوصا ، و مخصوصا این روزها ؛ چرا دروغ ، اما حس می کنم که زیاد هم بدم نمیاد اگه میشد که برگردم به اون دورانی که قشنگترین دلخوشیم قرار گذاشتن با محمد بود و با هم دوتایی با دوچرخه بریم چهارراه دارائی و از اسماعیل زاده چندتا سی دی بازی بگیریم و با یک شوق و هیجانی که چندین ساله دیگه از اون مدل هیجان رو دیگه نچشیدم ، هیجان اینکه این مسیر رو هر چقدر سریعتر تمومش کنیم و بریم سراغ کامپیوتر ، هیجان اینکه تو این سی دی چه بازی ای می تونه باشه ، و با نهایت توان و سرعت برگردیم به سمت خونه ، تو مسیر خونه با هم مسابقه بذاریم و مسیر سربالایی رو با تند تند رکاب زدن بریم بالا ، چقدر نفس نفس می زدیم و چقدر عرق می ریختیم ، اما لذت داشت ، اینکه بریم به سمت کوها ، بریم به سمت شهرک قدس ، بریم به سمت خونه هامون . درسی چی ، کاری چی ، درس هم می خوندیم ولی بدون هیچ دغدغه ای . |
|
